اشعار و تک نوشته ها (شماره ۱۰)

ارسال شده توسط در ۶ آبان ۱۳۹۸ یک دیدگاه | دسته بندی شده در اشعار و تک نوشته ها

 

 

ای فرزندان کوهستان؛

زمانی که از صلابت، نفوذناپذیری، سردی،

و از روح خشن و رام نشدنی شما سخن می‌رانند پاسخ دهید:
آیا به راستی این چنینم؟

 

این ها که برشمردید نشانی از کوهستان دارند !!!
که اگر آن ها را در من دیده اید،

بدانید که قطعه ای از روح بلند کوهستان را نگریسته اید …

 

آه ای فرزندان کوهستان
ای آنانی که قبله تان
صخره ای ست و
کعبه تان
قله های دوردست
مه گرفته

کنج تنهایی تان را
با من قسمت کنید
بگذارید در کنار هم
گام بر آن بلندا نهیم

 

به سوی من آیید
تا نفس ها و قلب های مان را
یکسان سازیم
و با هم
همگام شویم
در این راه هزار توی
پیچیده و مهیب

 

می خواهم
با شما
آخرین شعله های
آفتاب
و اولین سوسوی
ستارگان را در کوهستان
نظاره بنشینیم

 

به گرد هم آیید
ما همان رسولان فرستاده از کوهسارانیم

بیایید و دستان یکدیگر را
بفشارید و حلقه ای سازید
گرد کوهستان

 

تا شاید این جلگه نشینان پست
هجوم شان را از دامنه کوهستان
وا نهند و سر در جبین خود گذارند

 

ای کوهیاران با صلابت
سایه بلند قامت تان را
می بینم

صدای نفس های تان را می‌شنوم

تا رسیدن به چکاد کوهستان
راهی دگر نمانده

 

بیایید
معبودمان
در آن بلندا
به انتظار مان نشسته است

 

او در جامی زرین
برای ما
شهدی ساخته
که با نوشیدن آن
پر خواهیم کشید
به افلاک
و به فرا سوی
این جهان لایتناهی

 

قدم های تان استوار و
نفس های تان گرم و پر شور باد

 

وعده ما با خود خورشید
در آسمان لاجوردی کوهستان

 

(برای همه کسانی که خود را دوستدار کوهستان می دانند)

ذبیح اله حمیدی

۱۳۹۸/۵/۳۱

یک دیدگاه to “اشعار و تک نوشته ها (شماره ۱۰)”

  1. منیژه انداچه می گوید:

    بسیار زیبا و دلنشین بود
    فقط چون دوست دارم زیباتر هم دیده بشه چند تا اشتباه تایپی داره.خط ۱۹ از اول و خط سوم از آخر

    ……….
    پاسخ:

    با سلام،
    و با تشکر از توجه شما، اصلاح شد.

دیدگاه خود را بیان کنید