اشعار و تک نوشته ها (شماره ١۵)

ارسال شده توسط در 25 مارس 2020 بدون دیدگاه | دسته بندی شده در دسته‌بندی نشده

در این هیاهوی تاریخ 

بر کرانه ساحلی

میوزد بادی سهمگین 

نوای پر شور مرغان دریایی 

می‌پیچد در گذر زمان 

و ابرهای سیاه 

دوشادوش هم 

میزنند نهیبی دهشتناک 

که گویی زندگی 

از این دیار رو بر کنده است 

 

در شهر 

صدای ناقوس مرگ 

طنین انداز است

 

و مردمان 

با صدای زنگ آن

هراسان و شتابان 

سر در گریبان خود میگذارند 

و میگذرند

 

آه ای سایه مرگ 

که چون ابری سنگین 

نشسته بر تارک هستی ما

و نیزه های زهر آلود خود را روانه کرده 

قلب مان را نشانه رفته ای  

 

بدان که زنجیره هستی 

در میان ما  

ناگسستنی ست 

زیرا 

عشق 

پیوند دهنده میان ماست….. 

 

در این دوران   

آشوب عشقی در دل 

مرا به سوی خود میخواند 

 

دخترکی با چشمانی روشن تر از خورشید  

لبانی سرخ فام 

و نیلبکی در دست 

 

آسوده در کلبه ای 

رمیده در دل کوهساران 

با نوایی محزون 

همراه نسیم بهار 

دل آرام

سرودی دلنشین میخواند

سرود؛  

(عشق و امید دوران کرونا) 

 

ذبیح اله حمیدی 

۱۳۹۹/۱/۶

دیدگاه خود را بیان کنید