«یادی از جلال» به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت زنده یاد جلال رابوکی – نوشته ذبیح اله حمیدی

ارسال شده توسط در 20 آوریل 2022 ۳ دیدگاه | دسته بندی شده در اخبار و رویدادهای مهم کوهنوردی, دسته بندی نشده, مقالات و نوشته ها

اولین بار که او را ملاقات کردم به خوبی به یاد دارم.
سال ۱۳۵۶ بود.
تازه دیپلم گرفته و در فروشگاه کوهنوردی کوهیار در خیابان صفی علیشاه تهران مشغول به کار بودم.
او نسبتاً کوتاه اما دارای اندامی ورزیده و عضلانی بود.
چهره ای پهن و موهایی تقریباً لخت داشت.
صدای مردانه و بم او را به یاد دارم.
هنگام صحبت کردن با دقت به طرف مقابل خیره می‌شد و با حوصله با دیگران صحبت می کرد.‌
سال گذشته(۱۳۵۵) از هیمالیا و برنامه ماناسلو به همراه تیم ملی آن زمان تا ارتفاع ۷۵۰۰ متری صعود کرده بود.
دوستان و اطرافیان اش می‌گفتند توانایی صعود قله را داشته اما بنابر مقتضیاتی از این کار باز مانده بود.
پوسترهایی را از برنامه ماناسلو آماده فروش کرده و آن روز آن ها را با خود به فروشگاه کوهیار آورده بود.

در آن سال بسیاری از قله هایی که برای اولین بار صعود میکردم با همراهی و سرپرستی او بود.
قله های ناظر ، گل زرد، کمان کوه ، سیالان با جزئیات تمام در ذهنم مانده است.
تا سال ۱۳۵۸ در کنار او کوهنوردی می‌کردیم و می آموختیم تا اینکه خانه کوهنوردان تهران به همت او و چند نفر دیگر در آن سال تشکیل شد.
سه سال پر ارزش و فراموش نشدنی بعدی را که توأم با صعودهای بیشماری بود با او همراه بودم هر چند تعداد صعودهای او بیش از صعودهای دیگران بود.
جلال در آن سال ها مانند تیری از کمال گریخته بود و چون غزالی تیز پا کوهستان های کشور را در می‌نوردید.

در سال ۱۳۶۱ با جمع کثیری از اعضای خانه کوهنوردان تهران به جرم تشکیل جلسه و کوهنوردی جمعی توسط کمیته آن زمان دستگیر و از سه روز تا چند ماه زندانی شدیم!!!
جلال نیز در میان ما بود و خاطره هم سلول شدن با او را به یاد می آورم.‌
بدین ترتیب خانه کوهنوردان تهران موقتاً تعطیل شد.

از آن به بعد تا سال ۱۳۷۰ که خانه کوهنوردان دوباره بازگشایی شد او صعودها و برنامه های بسیاری را اجرا کرد تا اینکه در ۳۰ فروردین ۱۳۸۱ در سن ۵۶ سالگی در طوفانی شدید بعد از صعود قله دماوند مسیر صحیح فرود را نیافت و برای همیشه از جامعه کوهنوردی رخت بربست.
شش ماه بعد پیکر او در ارتفاع ۴۳۰۰ متری دره یخار توسط کوهنوردان پیدا شد و به خانواده او تحویل گردید.

متأسفانه به دلایل نامشخصی خانواده او از پذیرش و اعلام هویت او سر باز زدند و پیکر این کوهنورد به نام ایران سالها به عنوان یک ناشناس در گورستان بهشت زهرا دفن شد که بعدها به همت چند تن از دوستان نزدیک وی سنگ مزاری بر گور او تعبیه شد.

جلال علاوه بر کوهنوردی یک عکاس و فیلم بردار طبیعت، یک کوه نویس و یک فعال گروهی و اجتماعی ورزش کوهنوردی به شمار می‌رفت.
به دلیل عدم همکاری خانواده وی هیچ کدام از عکس ها و فیلم ها و دست نوشته های وی تا کنون در اختیار جامعه کوهنوردی کشور قرار نگرفته است.
در اینجا به چند فعالیت شاخص او اشاره می شود؛

حضور و فعالیت در گروه های کوهنوردی مهرگان و بیستون در قبل از انقلاب

از اعضای تیم ملی ایران در رژیم گذشته

از بنیان گذاران خانه کوهنوردان تهران

از مؤسسین انجمن کوهنوردان ایران

صعود زمستانی دماوند شمالی و گرده آلمان های علم کوه برای اولین بار

صعود دره یخار دماوند به طور کامل با ارائه گزارش برنامه برای اولین بار

اجرای چندین خطالراس طویل مانند دماوند به علم کوه برای اولین بار

صعود سرعتی بسیاری از قلل مانند خلنو و آزادکوه برای اولین بار

صعود چهار جبهه دماوند در ۲۶ ساعت برای اولین بار

صعود و شناسایی ۱۶ مسیر دماوند برای اولین بار

شمار صعود جلال به دماوند حدود ۴۰۰ بار تخمین زده می‌شود.

او علاوه بر کوهنوردی به کویرنوردی و جنگل پیمایی تخصصی نیز علاقه مند بود و برنامه های بکر و دست اولی در این حوزه اجرا کرده است که به طور نمونه می‌توان به برنامه عبور ۱۵۰ کیلومتری کویر مرکزی ایران از طرود به عروسان در سال ۱۳۶۱ اشاره کرد.

یادش گرامی
نامش ماندگار

مؤسس و مدیر مسئول باشگاه کوهنوردی و سنگنوردی اسپیلت

                                    ۱۴۰۱/۱/۳۰

۳ دیدگاه to “«یادی از جلال» به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت زنده یاد جلال رابوکی – نوشته ذبیح اله حمیدی”

  1. علی می گوید:

    یادشون گرامی

  2. ماهان می گوید:

    یادش گرامی و روانش شاد.
    کاش در هر فرصتی ارتباط با خانواده گرامی ایشان برقرار شود و داشته های ایشان به یادگار در اختیار جامعه کوهنوردی قرار گیرد تا جامعه ای سالم تر و بهتر داشته بشیم. با سپاس فراوان از جناب حمیدی.

  3. نادر می گوید:

    یادشون گرامی
    امیدوارم آقای حمیدی همیشه سلامت باشن و با خاطراتشون ما رو با گذشته کوهنوردی بیشتر آشنا کنن

دیدگاه خود را بیان کنید