گزارش صعود قله پیارو «اشتران کوه» – هر هفته یک برنامه «شماره ۸۸۹»

ارسال شده توسط در 12 ژانویه 2021 ۲ دیدگاه | دسته بندی شده در گزارش برنامه های اجرا شده باشگاه, گزارش برنامه های فنی, گزارش صعود هاي تخصصي

چرا پیارو : برنامه باشگاهی صعود زمستانی علم کوه ۹۹ : طالقان تا کلاردشت
صعود لشکرک ها ،خرسان‌ها ، ویرانه کوه تا علم .
هنوز سر قطعی شدن برنامه زمستانی ویا بهتر بگویم تست انتخاب نفرات تیم و توانایی آنان صحبت است .کرونا در تمامی برنامه های زندگی ورزشی نیز نقش دارد و هنوز هیچ چیزی بعد ۱۱ ماه سر جایش نیست !
این بار ورق رقم خورده برای لرستان – ازنا- قله پیارو
پیارو به زبان لری یعنی مرد رو .
برنامه باشگاهی هست و همه بچه ها عاشق صعودهای ترکیبی، فنی ، پر چالش .
جوانان دنبال تجربه های جدید کوهنوردی و آقای حمیدی هم عاشق صعود بچه ها …
ثبت نام اعضای تیم:
آقایان صفتدر ظهوری سرپرست فنی
محمدرضا بهروزی مربی
مهدی موسی نژاد -علی شیدا -سبحان سلیمی -سعید جامعی -نیما علاقه بند
حمید محمودی سرپرست
خانم شهربانو درزی مربی
۹ نفرکل تیم بسته شده
من به فکرچیدمان نفرات ،ماشین ها ، لوازم عمومی شب مانی برای اجرای هر چه بهتر برنامه.
از صبح چند بار تماس با مسئول فنی و چک کردن لوازم عمومی و فنی و طناب و کم کسرها .
قرار ما فردا صبح جمعه مورخ ۱۳۹۹/۸/۲ ساعت هفت ، میدان آزادی.
تیم بسته شده و فردا عازم منطقه است.
اول شب پیغام دوستان در راه …
نفر اول سعید جامعی ؛ من فکر می کردم پیارو یک قله فنی هست که متوجه شدم اینطور نیست .برای همین من شرکت نمی کنم . منصرف شدم و جایگزین می کنم با برنامه شاه دژ.
نفر دوم آقای موسی نژاد هم اینطور می نویسد ؛معذرت می خواهم. نمیتوانم دراین برنامه در خدمت باشم.
نفر سوم آقای علی شیدا؛ بعد از ظهر دیروز علائم جزئی سرماخوردگی داشتم .پیگیری پزشک و آزمایشگاهم که جواب فردا جمعه بعد از ظهر مشخص می شود.
آقای شیدا هم کنسل می شود .البنه من خودم هم موافق آمدن علی آقا نبودم بخاطر رعایت پروتکل‌ها که امروز من و شما باید بیشتر رعایت کنیم.
تقسم نفرات تیم ، تشکیل یک ماشین ۴نفره و با دنیایی تجربه .
و دیگری ۲ تا جوان پر انژی .
زمان آغاز سفراست.

میهمانان لرستان درراه
تماس با نیما قرار بعدی ما بعد از پلیس راه اتوبان تهران قم.
دیدار وچک کردن لوازم اعضای تیم.چاق سلامتی تا ایستگاه بعد.
(این خیرندیده کرونا) هنوز تکلیف ما را روشن نکرده ؛ دست بدیم یا ندیم!؟
یاد قدیم ها بخیر …چه خوش بودیم ! دستهای گرم یکدیگررا می‌فشاردیم .
ایست اول عوارضی قم ؛ با یک چای و میوه که خانم درزی تدارک دیده بود گلویی تازه کردیم.
امان از دست این مربی های سنک نورد که سر به سر هم میگذاشتند.
بعد از اراک به طرف مسیر جاده اصلی بروجرد که جاده فرعی ازنا از آن جدا می شود.
کیلومترشمار مسیرطی شده را ۳۶۸ از تهران نشان می دهد.
به لحاظ جغرافیای ازنا مابین شهرهای الیگودرز، درود و شازند قرار گرفته است.
ساعت ۱۳:۳۰ میدان نمازشهر با صفای ازنا که زبان شیرین لری بختیاری (گاپله ای فارس) به گوش می‌خورد و این منطقه شهرت باستان شناسی دارد.
اولین قوم ایرانی که بخش اصلی موزه های ایران را بخودش اختصاص داده .
نام زاگرس ، دریاچه گهر ، تونل غار برفی بر هر کوهنوردی آشناست .
یعد صرف ناهار نون داغ – کباب داغ ، طی تماس آقای ظهوری وهماهنگی با بستگان ایشان، ماشین‌ها را که قرار بود در پارکینک حوزه علمیه پارک شود در آخر به پارکنیگ بستگان مهندس ختم به خیر شد .
بعد ازپارک ماشین‌ها ،کوله ها و لوازم را برداشته وسوار بر ۲ دستگاه پراید به سمت غرب حرکت می کنیم.جاده نسبتاً خوب ، گذراز پل تنگ و اطراف شهر.
دشت بزرگ درختان با برگ های زرد پاییری و رنگ گرفته چشم نوازی می کنند.
دورو اطراف شهر یوردهای عشایری (یورد به هر گونه محل تخلیه(برچیده شدن) بار و بنه و آغل های با حصار و بی حصار،بجا مانده ایل در اثر جابجایی و کوچ خانوارها می گفتند و هنوز هم بر سر زبانهاست) بخاطر مجالس عروسی وعزارها و کاسبی تازه راه افتاده که عشایر در محوطه های بزرگ با فضای باز مهمان نوازی می کنند.
گذاری از زندگی…
بعد از نیم ساعت ، و طی ۱۵ کیلومتربه روستای زیبای کمندان با درختان کهن می رسیم.
خانه و پنجره های این ده رو به رخ کل جنون، پیارو و دوردست تر سنبران .
پایین آن دره رودی که تأمین آب اولین نیروگاه آِّبی برق منطقه است.
 بعد از ۵۰۰ متر پیمایش به نیروگاه دوم میرسیم.
سمت چپ کل جنون ،سمت راست قله میرزایی و سمت چپ آن تخت شاه پیارو.
آخ آخ یاد یاران پوبدا بخیر !
گویا همین دیروز بود ! در پوبدا ۴۰ روز تلاش! با سید علی هم چادربودیم ، با ۶ متر بارش برف از هزاران خروار بهمن گذر می کردیم. اما چی شد که برف آذربی مهری کرد؟! مرتضی همیشه خندان و پر انرژی بود! باورش سخت هست دیگر در بین ما نیستند …
راستی امسال از دیدن لاله های واژگون منطقه هم بی نسیب بودیم!
هوا نسبتاً گرم
ارتفاع ۱۸۰۰ متر
کوله های سنگین
راه …

راه را باید رفت
بهروزی در حال تلاش پیدا کردن راه
تابلویی به چشم می خورد که ریزنوشته غار برفی نرود (غار برفی )
همه جا خشک
برف کجاست ؟!
جاده عشایر، نشان راه ، دره تخت هست ، ختم به تیرکستان.
یک شیب ملایم سمت چپ ما را هدایت می کند.
بعد از نیم ساعت پیمایش چند درخت که از یک تنه تشکیل شده دیده می شود ! چقدر زیبا و عجیب!
درکنار آن به یک چشمه می رسیم که بسیار ارزشمنداست بخصوص برای کوهپیمایان ،عشایر و کوهنوردان.
کنار چشمه ۲۰ دقیقه نفسی چاق می کنیم ، با یک چای گرم و بعد از ۶ ساعت رانندگی.
بهروزی سربه سر بچه ها می گذارد و لحظه های شاد می آفریند
بطری ها را پر کردیم و به سمت گردنه راه افتادیم .
هوا خنک شده ، من به عشق صعود سلامت و امن به فکرفرو رفتم
به یال های زمستان نگاهی می اندازم و صعود نظری می کنم.
فنی کارها هم به فکر تنیکال های فردا
ساعت ۱۷:۴۵ درارتفاع ۲۷۵۰ متر
خورشید خانم پشت سنبران قایم می‌شود
سایه روی نوک قله طلایی می‌شود
زیر قله میرزایی رسیدیم و دیگر روشنایی نیست تا اجازه ادامه مسیربدهد .
درجستجوی جای چادرهستیم ، بوته های کوتاه گون کوهی به ما اجازه نمی‌دهد
با تلاش بچه ها دوتا جای چادرپیدا می شود که پس از جابه جا کردن سنگ های ریزچادرها را بر پا کردیم.
هوا صاف است و در دور دست غبارمحلی و ریز گرد دیده می شود
باد کف دره طنازی می‌کند
سکوت حکم فرماست ، از دود ودم و استرس شهر خبری نیست.
آن طرف دره دهانه غار کوچکی پیداست .
سه نفردر یک چادر ،
شام مختصری همراه با دمنوش ،
شب راه سحر می کنیم
ساعت ۶:۳۰ بیدارباش ، صرف صبحانه ، چادرها را جمع آوری کرده و آماده برای ادامه راه…
با یک شیب ملایم گذراز بوته های خاردار گون کوهی
کمی جلوتر عبور از سنگ‌های آذرین قد کشیده که گویا سالهاست از این مسیر هیچ کوهنوردی رد نشده.
منطقه بگر،

فراز و نشیب ها با شیب تند و با پوشش گیاهی،
بالا میرویم با کوله های سنگین و دست به سنگ خیلی جورنیست !

انگار راهی هم نمانده به قله فرعی برسیم
تیم تصمیم می گیرد بدون کوله ها ادامه دهیم.
وقت تنگ است و ساعت ‌بی‌قرار…
پس سبک بال بهتر است .

مقداری آب و لوازم اولیه ؛بادگیر، دست کش ، کیت بقای پزشکی و طناب فنی را برداشته مسیر را ادامه دادیم.
بعد از نیم ساعت به قله فرعی ارتفاع ۳۷۰۰ متر رسیدیم.
۵ دقیقه استرحت ، نوشیدن آب…
ساعت ۱۲ هست .
خانم درزی از ادامه صعود قله اصلی منصرف می شود.
شاید هم به فکر زمان‌بندی ! به نظر من بهترین تصمیم است.
پاییز است و روزها کوتاه و قله برای ما ناشناخته !
از قله فرعی ادامه مسیر سنگی‌ست
همه دست به سنگ و پرتگاه
گاهی نفس ها حبس
اولین اشتباه آخرین اشتباه…
مهندس ظهوری جلودار، بهرورزی عقبدار، من بفکر صعود امن
زنده باد نیما و سبحان پرتوان
۲۰۰ مترارتفاع کم می‌کنیم تا به زین اسبی برسیم.
شیب تند ، دست به سنگ
صدای آقای ظهوری می آید ؛ این یک تیکه را دور بزینم 
و بهروزی می گوید ؛ نه، پایین یخ زده و خطرناک است

میگویم هر راهی که امن تر است انتخاب کنید ،
نگاهی به نیما می کنم و می گویم مواظب باش! احتیاط کن! دستت داره خون میاد! برو جلوو بالا ، جاتو امن کن تا چسب زخم بزنیم .
تخنه سنگ بزرگ تمام می‌شود
می رسیم نزدیک قله ،
دیگر خبری از دست به سنگ نیست
تابلو از دور پیداست
سبحان می گوید بروم بالا و ببینم
تابلو قله نیست
پیا دشوار بوده و به همین دلیل است که پیارو نام دارد.
بعد از یک ساعت تلاش از قله فرعی ، یک صعود خوب و به یادماندنی درکنارعزیزان و مربیان .
تیم باشگاه اسپیلت قله پیارو را صعود می کند
ارتفاع ۳۸۵۲ متر
وه ! خدای من چقدرزیباست !!! خط الرأس زاگرس
اشتران ، چال میشان ، گل گل و سنبران
از دور ماهرخ آبی ، دریاچه کهر
روبرو قله کول جنون که درهمه ایران اسمش آشناست ویادمان تلخ واقعه بهمن سال ۱۳۹۵ و از دست دادن ۸ نفر کوهنورد خراسانی به همراه راهنمای پیر امان اله جوکار دردره دایی… روحتان شاد
چند عکس یادگاری گرفتیم .
وقتی قله‌ای که برای اولین بار صعود میکنی دوست داری بیشتر برچکادش باشی ، گویا از بودن و ماندن در آنجا سیرنمی‌شوی!
سپس بررسی و شناسایی یال‌ها و گرده جهت صعود زمستانی.
بچه ‌ها زود تر برویم،
ته دل سرپرست همیشه یک نگرانی وجود دارد که سلامت برگردند
من نگرانیم مضاعف بود و آن هم خانم درزی که پایین تر و تنهاست .
فصل پاییز است و خرس و گرگ و … خب هر چه باشد طبیعت است و محل زندگی آنان .
از قله خداحافظی کرده ، سرازیر می‌شویم. مسیرکمی یخ زده
تخته سنگ بزرگ را رد می کنیم .شیب تند ،سنگ ها غلطان و در ته دره ناپدید.
می‌رسیم به زین اسبی و دوباره صعود به قله فرعی
و همچنان سکوت حکم فرماست .
صدای آواز درزی بگوش می رسد و لباس سرخابیش ازدورپیداست.
نزدیک‌ترکه می‌شویم سوال می‌کند ؛ رفتین قله ؟من شما را اون بالا میدیدم .
فرود می رویم، کوله ها را که کمی جلوتراست برداشته و تا مهرخورشید خانم هست ، ناهار می خوریم.
هوا کم کم در حال تاریک شدن است
سرپایی غذایی داغ کردیم وپس از صرف آن سپس راه می افتیم.
ساعت ۶ می رسیم جایی که شب قبل اتراق کرده بودیم .
نورماه هست و مهرش و مهرورزیش بر سر ما .
درزی دنبال بارگذاری صبح هست اما انگار از ما گرسنه تر پیدا شده خورده…
صفتدر جان لطفا یک تماس با راننده داشته باشیم چون تا ما به نیروگاه برسیم ساعت ۲۰:۳۰ است.پس اول جاده نیروگاه باشد تا ما برسیم .
بستگان مهندس قبول زحمت کردند و با سواری و وانت آمدند.
از آنجایی که مردمان بسیار مهربان ومهمان نوازی هستند به ما اجازه رفتن ندادند و تا ما سرو صورتی صفا بدهیم شام آماده بود و ما هم از خدا خواسته نصیبمان ما شد.
ساعت ۲۴ به سمت تهران حرکت کردیم و ۵ صبح رسیدیم.
درپناه حق باشید.
مسیر طی شده: ۲۸ کیلومتر

با تشکر ازهمه اعضای تیم: 
سرپرست فنی آقای صفتدر ظهوری
مربی‌ها ؛ خانم شهربانو درزی و آقای محمدرضا بهروزی
آقایان نیما علافه بند و سبحان سلیمی
و تشکر از مدیر مسئول باشگاه جناب آقای حمیدی

تهیه گزارش: حمید محمودی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قله فرعی 

 

قله پیارو به ارتفاع ۳۸۵۲ متر

 

۲ دیدگاه to “گزارش صعود قله پیارو «اشتران کوه» – هر هفته یک برنامه «شماره ۸۸۹»”

  1. محمدرضا بهروزی می گوید:

    هر چه از دل برآید بر دل نشیند.سلام بسیار لذت بردم از دلنوشته استاد محمودی مثل داستانهای دوران کودکی که دوست نداشتم تمام شود با این که در برنامه حضور داشتم همانند شخصی که شرکت نداشت با ولع میخواندم تفاوت دیدگاه شخص سرد و گرم کشیده و عاشق با شخص تازه کاری چون خودم خیلی خیلی زیاد هست حالا حالا ها باید تلاش کنم تا چشم دل باز شود استاد محمودی کجا و من کجا؟ ممنونم از اجرای این برنامه در اسپیلت به امید موفقیتهای بیشتر

  2. شهربانو درزی می گوید:

    بقول آقای بهروزی با اینکه خودم تو این برنامه بودم اما مشتاقانه گزارش رو تا آخر خوندم.با اینکه سفر برای همه یکسان بود اما نوع نگاهمون به اطراف متفاوت بود.استاد محمودی با توجه به تجربه زیادی که در زمینه کوهنوردی دارند از دریچه زیبایی به توصیف این سفر پرداختند.
    برنامه بسیار عالی اجرا شد و مانند همیشه استاد ظهوری ایمنی رو در راس اولویتها قرار دادند و با برنامه ریزی و زمانبندی درست قله سرسخت پیارو صعود شد.به امید موفقیتهای روز افزون

دیدگاه خود را بیان کنید