«منتور قسمت دوم » – کنراد آنکر” کاپیتان تیم “نورث فیس” و کوهنورد برجسته آمریکایی”

ارسال شده توسط در 13 جولای 2020 بدون دیدگاه | دسته بندی شده در مقالات و نوشته ها

“منتور قسمت دوم”


کنراد آنکر” کاپیتان تیم “نورث فیس” و کوهنورد برجسته آمریکایی”

تألیف و ترجمه:محمد اسماعیلی

 

در این قسمت با اشاره به سکته قلبی “کنراد آنکر”در در ارتفاعات بالای “لوناگ -ری” از قله های بلند هیمالیای نپال، به عوامل عمده سکته های قلبی در ارتفاعات بالا در کوهستان پرداخته خواهد شد.
کنراد آنکر” در خانواده ای بدنیا آمد که بر حسب نوع زندگی فامیلی با طبیعت و کوهنوردی از نزدیک آشنا شد و از دوران کودکی “تحسین عمیقی برای طبیعت داشت. نوع زندگیش در مزرعه اجداد پدری در کالیفرنیا او را به کوهنوردی در اطراف محل زندگیش و سپس به قله های بلند کشاند.

“ملاقات با اولین منتور”
“کنراد آنکر” در ۱۶سالگی کوه “راینیر”به ارتفاع۴۳۹۲متر را صعود کرد و در آنجا اولین منتور خود “ماگز استامپ” که از کوهنوردان و راهنمایان مشهور کوهستان بود را ملاقات کرد.
و طی دوران ابتدایی کوهنوردیش از منتور خود درس های بزرگی در زمینه کوهنوردی را آموخت و خود در آینده به همنوردانی که تحت سرپرستی اش بودند بسیاری از آموخته هایش را انتقال داد و در مدت ۲۶سالی که کاپیتان نورث فیس بود بسیاری از اکسپدیشن ها را سرپرستی کرد و در آنها توانست همنوردان بسیاری که با او تفاوت سنی داشتند در کوهستان کارآزموده کند.
نمونه اش در کوه مرو بود که دو همنورد جوانش را در دومین تلاش به قله کوه مرو “شارک فین”راهنمایی کرد و با صعود به” کوه مرو” آرزوی منتور خود ” ماگز استامپ”را تحقق بخشید .البته “ماگز استامپ” در سال ۱۹۸۸تلاش صعودی بر روی کوه مرو داشت که مجبور به عقب نشینی شد اما آرزوی صعود به این قله دست نیافتنی را همواره داشت، “ماگز استامپ” در سال ۱۹۹۲در حالی که گروهی از کوهنوردان را در کوه دنالی راهنمایی میکرد جانش را از دست داد اما “کنراد آنکر”در ۲۰۱۱ آرزوی “ماگز”را در صعود به “کوه مرو” بر آورده کرد.
در بسیاری از گشایش مسیرها در هیمالیا و قلل بلند جهان موفق شد همنوردانش را سرپرستی کند.
بعنوان یک اسطوره،منتور و آینده نگر برای مدت ۳۰سال محدوده و آستانه کوهنوردی را گسترش داد و تبدیل به یک آلپنیست برجسته آمریکایی شد و اکنون “کنراد” یکی از کاشفان و کوهنوردان درقید حیات است. ” کنراد آنکر” معتقد است دو دسته کوهنورد داریم آنهایی که بی باکند و آنهایی که پیرند .کوهنورد مسن و بیباک نداریم، البته او بصورت یک استثناء مثال بارزی از یک کوهنورد بیباک و مسن است.
بعد از آنکه تحت نظارت منتور خود”ماگز استامپ” بود در دانشگاه یوتا تحصیل میکرد و در یک فروشگاه کوهنوردی هم کار میکرد.
“آلکس لوه” که نجاری نیمه وقت بود، در دهه ۱۹۹۰ یکی از ستاره های صخره نوردی ای بود که دارای رکوردهای سرعتی در “هیمالیا و آنتارکتیکا”جنوبگان”بود.
کنراد و آلکس لوه با گذشت زمان دوستان صمیمی و همنورد کوهنوردی هم شدند.
کنراد آنکر تا آنزمان در کارنامه خود اولین صعودهایی در دیواره های ال کاپیتان و اولین صعود فری در پارک ملی زایون را داشت.

در ۱۹۹۷ به تنهایی اولین صعودش را در آنتارکتیکا و قراقروم پاکستان انجام داد.
آلکس لوه درباره انگیزه کوهنوردی “کنراد آنکر”نوشت: برای “آنکر” بودن در کوهستان به اندازه نفس کشیدن یک اصل بنیادین و طبیعی است ،کوهستان جایی است که قلب” آنکر” ضربان نرمال خود را بازمی یابد و روحش به پرواز در می آید.
در دوران تلاش های بی پایان کوهنوردیش که با هدف عشق به کوهنوردی و طبیعت وفارغ از رقابت در نقاط دورافتاده جهان صورت گرفت، موفق شد مسیرهای تکنیکال و دشوار را به همراه همنوردانش که تحت سرپرستی او بودند گشایش مسیر کند.
در سال ۲۰۱۶ در حالی که در دومین تلاش برای صعود قله صعود نشده لوناگ-ری به ارتفاع ۶۸۹۵متر بود ، در ارتفاع حدود ۶۰۰۰متری دچار سکته قلبی شد و به کمک همنورد اتریشی اش “دیوید لاما” با راپلینگ و دشواری به بیس کمپ پیشرفته فرود آمد و با هلی کوپتر برای جراحی به کاتماندو انتقال یافت. اگرچه توسط پزشکان از فعالیت در ارتفاعات بالا منع شد ولی سال بعد “آنکر” ، TNF (ورزشکاران نورث فیس) شامل جیمی چین ، آلکس هونولد ،آنا فاف، سدار رایت و ساوانا کومینز را در رشته کوه “آرواره گرگ” در منطقه کوئین ماولند در آنتارکتیکا را سرپرستی کرد.
در ۱۲مین اکسپدیشن اش به قاره جنوبگان او مسیر جدیدی را با جیمی چین در” اولوتانا” بلندترین قله منطقه گشایش مسیر کرد.


در بیش از ۲۵سال اکسپدیشن به نپال ،کنراد به همراه همسرش جنیفر لوه-آنکر رابطه عمیقی با مردم شرپا برقرار کردند و موفق شدند “مرکز کوهنوردی خومبو” را در فورتسه بنیانگذاری کنند که آموزش های لازم کوهنوردی را به کارگران ارتفاعات بالا میدهد.
کنراد آنکر” در عین حال در کشور زادگاهش هم در فعالیت های محیط زیستی و بنیادهای کوهنوردی فعال است .او در ارگان“زمستان های ما را محافظت کنید”خدمت میکند و در بنیاد “آمریکن_هیمالین” و بنیاد خیریه آلکس لوه هم فعال است.

“حادثه لوناگ-ری”
لوناگ-ری قله ای به ارتفاع ۶۸۹۵متر در کوههای هیمالیا و در مرز نپال و تبت واقع شده است که “کنراد آنکر”و “دیوید لاما” کوهنورد فقید اتریشی در نوامبر ۲۰۱۵تلاشی بر روی آن داشتند اما در نهایت از ۱۰۰متری پایین قله مجبور به بازگشت شدند.
درپاییز سال ۲۰۱۶ بار دیگر “آنکر” ۵۴ساله بهمراه “دیوید لاما”ی جوان که نیمی از سن او را داشت و توسط “آنکر”به تیم نورث فیس پیوسته بود در تلاش مجدد برای قله صعود نشده “لوناگ-ری” بودند.
آنکر درباره ماجرایی که در ارتفاعات بالای این قله برایش رخ داد میگوید :
در صبح ۱۶نوامبر ۲۰۱۶ ساعت ۹:۳۰ صبح در حالی که بدنبال دیوید لاما در حال صعود از دیواره یخی در ارتفاع حدود ۶۰۰۰متری بودم ،ناگهان احساس کردم که نمیتوانم نفس بکشم و احساس خستگی شدیدی میکردم، در ابتدا تصور میکردم که با بالا آمدن خورشید گرم میشوم و انرژی میگیرم و دو بخش باقیمانده از مسیر را تا محل بیواک صعود میکنم،در این احواات  سیر میکردم که صدایی شبیه “بامب” در درونم تمام معادلاتم را بهم ریخت و چیزی شبیه برق گرفتگی باعث شد که احساس کنم چیزی در بدنم در حال رخ دادن است . قبلا با مراجعاتی که به مطب پزشک قلب داشتم و اطلاعاتی که بدست آورده بودم حدس زدم که این شرایط شباهت به “سکته قلبی”دارد.
با اصرار دیوید لاما ،آنها صعود را متوقف کردند و در تلاش برای راپلینگ و فرود به سمت بیس کمپ پیشرفته شدند و در عین حال با هلی کوپتر امداد هم تماس برقرار کردند،هنگامی که به بیس کمپ پیشرفته رسیدند هلی کوپتر امداد به کمک شرپاهای دوست، “کنراد آنکر”را به بیمارستانی در کاتماندو انتقال دادند.
آنکر” در بیمارستان تحت نظر قرار گرفت و در عرض چند روز تحت عمل جراحی آنژیو پلاستی قرار گرفت ،پس از چند روز استراحت بعد از عمل جراحی به مونتانا پرواز کرد.

آیا ارتفاعات بالا امکان سکته قلبی را افزایش میدهد؟
ارتفاع مشکلات را در بدن شما به طرق مختلف آشکار می سازد.

آیا در تجربه “کنراد آنکر” ارتفاع یک ریسک فاکتور اساسی بود؟
موضوع قابل توجه اینجاست که “آنکر” بعنوان یک کوهنورد مسن و با سابقه برای مدت ۵ سال قبل از حادثه لوناگ-ری و قبل از سکته قلبی اش تحت یک سری از مطالعات تحقیقاتی بود که تاثیرات ارتفاعات بالا را بر روی بدن آدمی بررسی میکرد.
دانشمندان “مایو کلینیک” تحت سرپرستی ” دکتر بروس جانسون” در کلیمانجارو و اورست در حال بررسی این مسئله بودند که چگونه ارتفاعات بالا بر روی الگوهای مختلف اعم از تنفس تا تظاهرات ژنتیک در کوهنوردان تاثیر میگذارد.


در گذشته محققین از طریق مطالعات اپیدمیولوژیک در تلاش بودند که نشان دهند که ارتفاعات بسیار بالا میتوانند علتی برای سکته قلبی باشند.
اما اینکه در این زمینه بتوان از نظر آماری به نتایج دقیقی دسترسی پیدا کرد دشوار است چون از منظر اخلاقی هم این امر دشوار است که گروهی محقق تعداد زیادی از کوهنوردان را در ارتفاعات بالا نقل و انتقال دهند و با آزمایشات و کنترل رندوم افراد را تحت آزمایش و معاینه قرار دهند و ببینند که کدام یک دچار سکته قلبی میشوند!
آزمایشات در این زمینه از شرپاها میتوانست بصورت باورنکردنی ای جالب باشد و مطالعاتی هم در این زمینه انجام شد،اما مطالعه گروهی که در ارتفاعات بالا بدنیا آمده اند و از نظر ژنتیک با ارتفاعات وفق پیدا کرده اند دارای اعتبار چندانی نمیتوانست باشد.
مطالعات “مایوکلینیک”درباره تاثیر ارتفاعات بالا و ارتباطش با سکته قلبی بصورت منسجمی در دسترس نیست.
اما میتوان چندین عامل را که در ارتفاعات بالا بر روی بدن ما میتواند تاثیر بگذارد دخیل دانست.
یکی از عوامل مهم “هماتوکریت”میباشد که نسبت گلبول های قرمز خون به حجم کلی خون است.
با افزایش ارتفاع در کوهستان ،حجم کلی هوا در بالای سر شما کاهش می یابد ،هنگامی که این اتفاق می افتد ،فشار هوا شامل اکسیژن هم در هوا کاهش می یابد.
فشار گاز اکسیژن کمتر قدرت جذب اکسیژن در خون را کاهش میدهد و برای جبران این امر، بدن گلبول های قرمز بیشتری برای حمل اکسیژن بیشتر و کمبود اکسیژن بدن وارد گردش خون میکند و نقش هورمون “اریتروپوئیتین” در این زمینه اساسی است.
ورزشکارانی که با”اریتروپوئیتین که هورمونی است که در بدن تولید میشود دوپینگ میکنند ، درصدد این هستند تا با دوپینگ اریتروپوئیتین ، گلبول های قرمز بیشتری در خون تولید کنند و بدین ترتیب اکسیژن بیشتری به سلول ها و بافت ها برسانند و بهترین عملکرد ورزشی را داشته باشند.

اما قضیه افزایش گلبول های قرمز در ارتفاعات به همین جا ختم نمیشود و بدن هم باید با این افزایش گلبول قرمز بهایی بپردازد.
با افزایش گلبول های قرمز ،خون غلیظ تر میشود و به سهولت نمیتواند در مسیر سیرکوله و جریان گردش خون بدن حرکت کند و ممکن است تمایلش به ایجاد لخته در خون بیشتر شود،این امر زمانی محتمل تر میشود که خون در مسیر گردش خود در بدن با یک انسداد بر بخورد.این انسداد ممکن است “پلاک”ی (plaque) باشد که طی سال ها در شریان بوجود آمده است.

“کنراد آنکر” در مصاحبه با نشنال جئوگرافیک گفت: در ۵۴سالگی بعد از یک عمر کوهنوردی سطح هماتوکریت بالا و شمارش گلبول های قرمز بالا و غلظت خون بالایی دارم.
“آنکر”معمولا در زمانی که در ارتفاعات بالا کوهنوردی میکند آسپرین مصرف میکرد او می گوید: در روزی که حادثه سکته قلبی برایم رخ داد فراموش کردم آسپرین مصرف کنم.
آرترواسکلروز یا تصلب شرائین بیماری است که در آن داخل شریان ها “پلاک”(plaque) یا انسداد ایجاد میشود و شریان خاصیت ارتجاعی خود را از دست میدهد .از طریق شریان هاست که خون حاوی و سرشار از اکسیژن به سلول ها و اندام های بدن میرسد.
“پلاک”ها (plaque)که در داخل شریان ایجاد انسداد میکنند از چربی ،کلسترول و کلسیم و دیگر مواد موجود در خون ساخته میشوند و طی زمان ،”پلاک “ها (plaque)دیواره عروق را تنگ میکنند و گردش طبیعی خون را مختل میکنند.

هنگامی که تعداد گلبول های قرمز خون در ارتفاعات برای جبران کمبود اکسیژن افزایش می یابند و غلظت خون بیشتر میشود، “پلاک”های (plaque) تجمع یافته در شریان کرونری شکاف بر می دارند و یا پاره میشوند و لخته خون تشکیل میشود و این لخته مانع از جریان خون به عضلات قلب میشوند. در “سندروم حاد کرونری” یا سکته قلبی که “کنراد آنکر”در ارتفاعات با آن درگیر شد ناگهان جریان خون به قلب کاهش یافت.

هنگامی که حمل اکسیژن از طریق جریان خون به سلول های قلبی پایین باشد سلول های ماهیچه ای قلبی ممکن است بمیرند،با مرگ سلول های قلبی به بافت ماهیچه ای قلب آسیب وارد میشود که در نتیجه فرد دچار سکته قلبی یا مایوکاردیال انفارکتوس خواهد شد،حتی اگر مرگ سلول های قلبی هم رخ ندهد،انتقال ناکافی اکسیژن از طریق خون به سلول های قلبی باعث میشود که ماهیچه قلب عملکرد مناسبی نداشته باشد و این عملکرد ناقص میتواند موقتی یا دائم باشد ،هنگامی که که “سندروم حاد کرونری”به مرگ سلول منجر نشود ولی جریان اکسیژن به قلب کاهش یابد به آن “آنژین ناپایدار”می گویند.
در هر صورت پاره شدن و شکاف برداشتن “پلاک”های (plaque) درون رگ های کرونری قلب و ایجاد “میکروآمبولی” میتواند به انسداد منجر شود.درمان آنژین ناپایدار شبیه آنژین پایدار است.

در مورد مشکلی که برای “کنراد آنکر”بوجود آمد دشوار است که علت آنرا مشخصا “ارتفاعات بالا” بدانیم.

در کوهستان و ارتفاعات بالا فاکتورهای ریسک بسیار زیادی برای سکته قلبی وجود دارند:

“هوای سرد”
“هوای سرد” باعث انقباض عروق خونی میشوند و رگ منقبض شده بر اثر سرما مستعد تشکیل لخته خونی است”.
کوهنوردی فعالیت شدید در قسمت فوقانی بدن است که باعث افزایش ضربان قلب و فشار مضاعفی بر روی سیستم کاردیوواسکولار قلبی – عروقی است بنابراین صعود به ارتفاعات مستلزم کوهنوردی مداوم و هم هوایی مستمر است و از آنجایی که خاطره هم هوایی بر اساس تحقیقات علمی در حدود ۱۲۰روز برابر با عمر گلبول های قرمز است بنابراین برای صعود به یک ارتفاع بالای مشخص شده ، کوهنورد بایداز خاطره ای که در گلبول های قرمز خود بر اثر هم هوایی ایجاد میشود بعنوان یک فاکتور کاهش دهنده ریسک استفاده کند و اگر شخص هم هوایی کافی نداشته باشد به مثابه این‌ست که گلبول های قرمز آماده برای مواجهه با ارتفاعات در بدنش وجود ندارند یا گلبول های قرمز،عمر ۱۲۰روزه خود را به پایان رسانده اند و در سیستم گردش خون موجود نیستند.پس بار دیگر روتیشن های “هم هوایی” خود را تا حدی که مناسب باشد باید کامل کند تا از عواقب ناشی از ارتفاعات بالا جلوگیری کند. یک کوهنورد توانمند کسی است که مرتبا در مواجهه با ارتفاعات بالا باشد، همانطور که یک دونده خوب باید همواره و بدون وقفه هفتهای ۵ بار باید بدود!
کوهنوردان قدرتمند حتی با سنین بالا همچون “کارلوس سوریا” که بر روی ۸۰۰۰ متری ها در ۸۰سالگی تلاش میکنند برای هم هوایی به قله های ۷۰۰۰ متری صعود میکنند و همواره آمادگی و هم هوایی خود را برای ارتفاعات بالا حفظ میکنند.فراموش نکنیم که داشتن آمادگی جسمانی مناسب اگرچه در ارتفاعات بالا نقش مهمی را ایفا میکند اما برای صعود به یک قله شرط کافی نیست و در فعالیت ارتفاعات بالا ، نقش هم هوایی در روتیشن های متعدد و کافی دارای اهمیت اساسی است.
بنابراین یک دونده خوب با آمادگی جسمانی بالا نمیتواند همچون یک کوهنورد توانمند در ارتفاعات عمل کند چون فاقد گلبول های قرمز تخصیص یافته به ارتفاعات بالاست و بدون هم هوایی نمیتواند عملکرد مناسبی در ارتفاعات داشته باشد اما عکس آن امکان پذیر است و یک کوهنورد با تعداد گلبول هایی تخصیص یافته در ارتفاعات پایین تر عملکرد مناسب ورزشی خوبی دارند و بهمین علت دونده ها و فوتبالیست ها سعی میکنند تمرینات خود را در ارتفاعات انجام دهند. نمونه بارز آن سیمونه مورو آلپنیست ایتالیایی صعودهای زمستانی است که هفته ای ۱۲۰کیلومتر تمرین دویدن دارد چون فعالیتش در ارتفاعات امکان دویدن را برایش سهل تر میکند.

“استرس”
اصولا ارتفاعات بالا و تلاش برای رسیدن به اهداف و قله ها در کل با خود استرس به همراه دارند و این استرس ها تغییراتی درسطح هورمون های بدن ایجاد میکنند. نمونه این هورمون ها آدرنالین و گلوکوکورتیکوئیدها میباشند .”آدرنالین” باعث باریک شدن شریان ها و “گلوکوکورتیکوئیدها” باعث تغییراتی در قند خون میشوند.
رابطه بین استرس و بیماری قلبی بخوبی اثبات شده است.
حمله قلبی”کنراد آنکر” در ابتدای صبح رخ داد، زمانی که سطح هورمون های استرس بصورت نرمال در بدن بالا هستند.

“سن”
سن در شخص کوهنورد از ریسک های اجتباب ناپذیر میباشد که باید مد نظر قرار گیرد.مهم نیست تا چه اندازه ای شما سالم بنظر می آیید “پالک ها”در شریان های شما به مرور زمان تشکیل میشوند.
“آنکر”در زمان سکته قلبی ۵۴سال سن داشت اگرچه سن زیادی نیست اما ریسک خطر حمله قلبی در این سن افزایش می یابد.
همه این عوامل که در بالا ذکر شد، نقش آنها را در ارتفاعات بالا در تجربه سکته قلبی”کنراد آنکر” برجسته تر میکنند.
مطالعه ای توسط چند محقق انجام شد که ما را به درک اینکه چه عواملی میتواند باعث سکته قلبی در ارتفاعات منجر شود نزدیک تر کرد:
در سال ۱۹۹۳”مارتین بورتچر” فیزیولوژیست و همکارانش در مجله پزشکی نیوانگلند نتیجه تحقیقات خود مبنی بر بررسی اینکه چه تعداد از ورزشکاران در کوه های آلپ اتریش مابین سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۱”دچار ایست ناگهانی قلبی منجر به مرگ” شده اند را انتشار دادند.
سپس با آنالیز اینکه چه تعداد از افراد از “اسکی لیفت” (تله سیژ) در این بازه زمانی استفاده کردند ،آنها تجربه عجیب “ایست ناگهانی قلب” در ارتفاعات را در قیاس با ارتفاع هم تراز با سطح دریا را محاسبه کردند و ارقام قابل تعمقی بدست آمد!
در مقایسه با ایست ناگهانی قلب و مرگ ناشی از آن در مجموع، ریسک در زمان بالا رفتن از کوه “هایکینگ”برای مردان بالای ۳۴سال با فاکتور ۴٫۳ افزایش می یافت و هنگام فرود با اسکی از ارتفاعات به پایین در هنگام فرود ایست قلبی افزایش فاکتور ۲٫۱ داشت.
حال یک ۴٫۳ برابر افزایش برای مرگ بر اثر ایست قلبی ممکن است زیاد بنظر برسد اما ریسک کلی مرگ به عبارتی دیگر “پایین” بود!

نتیجه این آمار در حقیقت به این شکل است:

“یک مرگ ناگهانی بر اثر ایست قلبی در ۷۸۰٫۰۰۰ ساعت بالا رفتن از کوه”هایکینگ” و یک مرگ ناگهانی بر اثر ایست قلبی در “۱٫۶۳۰٫۰۰۰ ساعت اسکی در کوهستان”

” مسلما این آمار حیرت آور ثمره کار تحقیقی وسیع و ارزشمندی است “.
بزرگترین عواملی که باعث یک حمله و ایست قلبی در ارتفاعات میشوند ،صرفا ارتفاعاتی نیستند که سکته های قلبی در آن رخ میدهند بلکه عواملی همچون سن افراد،جن