جان باختگان بهمن کول جنو قربانیان خشم طبیعت یا اشتباهات کوهنوردی ؟ «یادداشتی به قلم مسئول باشگاه اسپیلت»

ارسال شده توسط در ۶ دی ۱۳۹۶ ۵ دیدگاه | دسته بندی شده در آخرین اخبار, اخبار, گالری, مقالات و نوشته ها

وقتی از خشم طبیعت سخن می گوئیم از چه سخن می رانیم؟
سیل ، آتش فشان ، زلزله ، رانش کوه ، بهمن ، طوفان ، رعد و برق و …
تا به حال فکر کرده اید برای ما کوهنوردان می تواند تمام موارد بالا رخ دهد ؟!
از آنجائی که طبیعت پدیده ای وسیع ، وحشی و غیر قابل پیش بینی و کنترل است و انسان امروز که با تکیه بر دانش خود توانسته فقط بخش کوچکی از فعالیت های مرگ آور این کره خاکی را پیش بینی و کنترل نماید ، فرضیه بالا را خیلی از نظر دور نگه نمی دارد.
با نگاهی به آمار حوادث طبیعی در کشورهای مختلف در می یابیم که انسان های بسیاری ناخوداگاه در این بزنگاه های طبیعی گرفتار شده و بدون داشتن هیچ توان مقاومتی تسلیم شرایط مرگ بار آن شده اند.
به نظر می رسد دانش انسان که مطمئن ترین سلاح برخورد با این گونه حوادث طبیعی‌ست در مراحل اولیه بوده و در برابر طبیعت بی کران چون طفلی در مقابل انسانی بالغ و قوی برخورد و زورآزمائی می کند.
فکر می کنید چند درصد از بلایای طبیعی صد سال اخیر که موجب مرگ و میر بسیاری گشته است «صد در صد» قابل پیش بینی بوده است؟!
جواب دقیق این سؤال مدت هاست ذهن مرا به خود معطوف کرده است!!!
از سوئی دیگر علم و دانش با وجود دست آوردهای بسیاری که در برابر رخ دادهای طبیعی به دست آورده است متأسفانه موجب لطمه زدن جدی به اکوسیستم طبیعی کره زمین نیز گشته که به عنوان نمونه می توان به گرم شدن دو درجه ای زمین ، ایجاد پدیده گازهای گل خانه ای در جو و همینطور به ازبین رفتن جنگل ها و کم شدن آب شیرین و قابل شرب در سطح زمین اشاره کرد.
بشر به واسطه دست یابی بیشتر به علوم فضائی ، نظامی ، اقتصادی و صنعتی موجب این لطمات جبران ناپذیر شده و متأسفانه هم چنان با این مشکل عدیده روبروست و با ادامه پافشاری قدرت های بزرگ سرمایه داری در جهان نمی تواند با آن قطعی روبرو شده و یا آن را به طور کامل از بین برد زیرا در این دوران که بشر امروز به سر می برد ، اوج نظام سرمایه داری‌ست که به دست خود ساخته و اکنون تمام علوم پیشرفته در درجه اول در خدمت سودرسانی به این نظام ناعادلانه پولی و مالی جهان است.
هرچند باید اذعان کرد کشورهای کوچکی در جهان هستند که به واسطه فرهنگ و ثروت سرشار توانسته اند به استانداردهای زندگی سالمی دست یابند ولی طرف سخن ما کشورهای جهان سوم و غیر توسعه یافته اند که قربانیان اصلی این وضعیت هستند.
بلایا و و زخم هایی که انسان امروز با نام پیشرفت و توسعه بر پیکر کره سبز زمین وارد کرده است به اندازه ای مهیب و خطرناک است که دانشمندان در آخرین پیش بینی ها و فرضیه ها عمر کره زمین را تخمین زده ، معتقدند انسان باید راهی برای زندگی در کره ای دیگر بیابد زیرا به قول سعدی بزرگ ؛
ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
این ره که تو می روی به ترکستان است
در این هنگام که این سطور را می نگارم تهران ما شاهد آلوده ترین هوائی‌ست که ممکن است در سطح یک شهر به وجود آید.
هوائی که مرگ در آن به رقص درآمده و روزانه بسیاری از ما را در کمال بی خبری و سکوت به کام خود فرو می برد.
علت آن چیست ؟آیا غیر از این است که علم و پیشرفت ما در راه توسعه شهری «بدون زیرساخت های اولیه و فرهنگ سازی عمومی»عامل اصلی این پدیده است!
شهرها را گسترش می دهیم ، خیابان ها ، خانه ها و اتومبیل ها را زیاد می کنیم و در قبال آن اکسیژن را که اولین نیاز بشر است از او می ستانیم.
روز جمعه ۱۳۹۶/۷/۱۴ در برنامه صعود قله سوزچال با زمستانی زود هنگام با بارش برفی حدود ۳۰ سانتی متر روبه رو شدیم که هیچ سازمان و یا نهادی آن را پیش بینی نکرده بود.با توجه به تجربه سال ها کوهنوردی در کوهستان های کشور که به طور ممتد و غیر منقطع ادامه داده ام ، این تغییر ناگهانی را ناشی از به هم خوردن اکوسیستم طبیعت دریافتم و به گروه اعلام کردم باید منتظر زمستانی کم فروغ و کم بارش باشیم و ادامه دادم این برف میهمان یک هفته ای کوهستان های ایران است و همان طور نیز به وقوع پیوست و تا امروز فقط یک بار هوائی سرد و زمستانی را در کوهستان تجربه کردیم و آن هم روز ۱۶ آذر ۱۳۹۶ بود…
همنوردان خراسانی ما در آن روز با توجه به هوای مناسب صبح و گرفتن پیش بینی هواشناسی که در فیلم آن (در فضای مجازی) مشخص است راه صعود را از پناهگاه به طرف قله کول جنو پیش رو گرفتند ؛ سرپرستی مجرب ، مسئول فنی تکنیکال ، راهنمائی درجه یک در نوع خود و تیمی باشگاهی سر در راهی نهادند که تکیه شان پیش بینی هواشناسی مبنی بر بارشی نه چندان شدید در بعد از ظهرآن روز بود ، غافل از آن که آن پیش بینی صد در صد نبوده و طوفانی مهیب در راه آنان قرار داشته است.
شاید بسیاری از ما هم اگر به جای آنان بودیم به آن پیش بینی اعتماد می کردیم.
زمانی که فیلم قله را می بینیم متوجه سرحالی و پرانرژی بودن همنوردان مان می شویم .آنان به دلیل شدت طوفان پیش بینی نشده و عدم دید مناسب راه صحیح فرود که از کنار سنگ مشهور «شصت خدا» می باشد را نمی یابند و به اجبار ارتفاع کم کرده ، فرود را از دره موسوم به دایی ادامه می دهند و به قسمت های سنگی و قیف منتهی به دره می رسند…
امان اله جوکار راهنمای مجرب این تیم و پیر کوهستان کول جنو زمانی که ۳ ماه پیش تیم ما(اسپیلت) را در راه صعود قله کول جنو همراهی می نمود ، وقتی که زیر قیف دره دایی رسید یعنی دقیقا جائی که ۳ ماه بعد پیکر بی جانش پیدا شد ، ایستاد و توضیح داد که هیچ گاه در زمستان نباید از این دره فرود آمد زیرا بسیار خطرناک است و داستان بهمن سال ۱۳۸۴ را که منجر به فوت همنوردان کرمانشاهی مان شده بود را برای گروه بازگو نمود(این فیلم در آرشیو باشگاه اسپیلت موجود است).
حال می توان ادعا کرد که آنان اشتباه کوهنوردی کرده یا تسلیم شرایط دشوار و پیش بینی نشده کوهستان گشته اند؟؟!!
تیم آنان مانند بسیاری از تیم های باشگاهی و گروهی از افرادی تشکیل شده که توان جسمی و فنی شان برابر نبوده ، مطمئناً افراد قوی کمک حال افراد تازه کار بوده اند و این یعنی اتلاف وقت و انرژی … زمان به سرعت می گذشته و سرپرست تمام فکر و ذکر خود را معطوف عبور از این دره نموده بود.
از شنیده ها حاکی‌ست پیر کوهستان زنده یاد «امان اله جوکار» به سلامت و به اتفاق ۳ نفر به انتهای تنگه می رسند و او آنان را به طرف پناهگاه رهنمود می سازد و دوباره به طرف تنگه باز می گردد.پس از چندی همه نفرات در زیر تنگه قرار می گیرند . در این هنگام صخره های بلند دیواره های کول جنو تحمل برف های تازه باریده را نداشته به واسطه گرم و سرد شدن هوا و سنگینی، تمام آن برف ها به سر عزیزان فرو می ریزد و یک به یک آنان را به زیر خود می کشد و مدفون شان می کند!
ای کوهستان ناشکیبا و مغرور
دریغا که لختی درنگ ننمودی
تا مشتاقان و عاشقان درگه ات
به سلامت از آن مهلکه گریزند و شکرت را به جای آورند
ای کاش شکیبایی خود را از دست نمی دادی تا آنان اکنون در میان دوستان و عزیزانشان بودند…

بزرگی می گوید ؛
چراغی فرا راه باش
نه داوری سخت گیر
الگو باش نه منتقد

«با احترام به همه نظرات و انتقادات بزرگان و دوستان و پیش کسوتان کوهنوردی کشور در خصوص بهمن کول جنو »

ذبیح اله حمیدی
  ۱۳۹۶/۱۰/۶

۵ دیدگاه to “جان باختگان بهمن کول جنو قربانیان خشم طبیعت یا اشتباهات کوهنوردی ؟ «یادداشتی به قلم مسئول باشگاه اسپیلت»”

  1. سید مهدی سیف می گوید:

    جناب حمیدی عزیز سلام
    از اینکه چنین مطلبی رو نوشتین به شخصه ممنونم و امیدوارم دوستان هم با درج نظرات و همراهی در این مطلب کمک کنند تا نتایج خوبی بدست بیاد

    اجازه دهید اینگونه شروع کنم که:
    یک تصمیم منجر به این شده که برنامه ی کول جنو در شرایط مشابه زمستانی اجرا شود یا نشود… این تصمیم چگونه گرفته شده؟
    به نظر میرسه اینکه این حادثه چگونه میتونست اتفاق نیافته با اینکه چه اتفاقاتی در برنامه باعث این حادثه شد دو مقوله ی جدا هستند اما بصورت کلی میتوان اقدامات را از سه جهت بررسی کرد:

    قبل از برنامه

    حین برنامه

    بعد از برنامه

    شما بعنوان کسیکه کوه های زیادی دیده اید و در شرایط مختلف بوده و تجربه های بسیاری کسب نمودین بخوبی میدونین که در زمان اجرای برنامه بنا به دلایلی ممکنه تصمیماتی چه درست و چه اشتباه گرفته بشه که این مربوط به شرایط حین برنامه س مثلا در همین برنامه اگه همگی از انتهای دره ی داعی به سلامت خارج میشدن قطعا بازماندگان از تصمیمی که گرفته بودن اظهار رضایت میکردند که کاره درستی بوده و دلایل خودشون رو میاوردند هر چند دیگران میگفتند در منطقه ی خطرناکی بوده اید این تصمیم رو سرپرست میگیره که ممکنه از صحبت های مسئول فنی استفاده کنه یا حتی در مشورت با سایر افراد اما در نهایت سرپرست تصمیم میگیره و شما بخوبی میدونید یک نفر ممکنه کوهنورد خوبی باشه اما لزوما معنیش این نیست که در سرپرستی هم همینگونه س و قطعا صحبتم اینجا مربوط به سرپرست برنامه ی کول جنو نیست اما بدون تردید سرپرست برنامه در این اتفاق سهم بزرگی داشته ولی به نظر نمیرسه بشه در مورد حوادث طی برنامه اونم این برنامه براحتی صحبت کرد چرا که شرایط برنامه تصمیم گیری ها رو بسیار سخت میکنه
    در جای دیگه ای از برنامه که یک نفر بعلت هیپوترمی از دست میره و نقل قول های متفاوتی وجود داره اما تیم امداد اونو در حالی پیدا میکنه که روی برف ها جان خودشو از دست داده اما آیا میتونیم بپرسیم چرا این اتفاق افتاد؟ مثلا چرا بهش بگونه ای کمک نشده که زنده بمونه و چرا اصن به جان پناه منتقل نشده و … ؟ خب اون شرایط شرایط سختی بوداینکه افراد خیلی خسته بودن یا حتی ترس از دست دادن جون خودشون و … میشه گفت اگه فرد یا افرادی سعی میکردن بهش کمک کنن شاید جونشون رو از دست میدادن و اینو به چشم میدیدن اما آیا این باعث میشه کمک نکنن؟ خب اگه کمک میکردند میشدند قهرمان اما غیر از اون انتظاری نیست چون شرایط ممکنه اینگونه بوده اما اینکه آیا این کار اخلاقی بوده یا غیر اخلاقی مسئله ایه که جای بحث داره و طبیعتا در این حادثه کول جنو از اون اتفاقات حین برنامه س
    انچه که در حین برنامه ها باعث ایجاد حادثه میشن و راه کارهای جلوگیری از اون بارها طی مقالات و دست نوشته ها و البته در کتاب ها و همچنین دوره های اموزشی بخوبی صحبت شده و از حوادث مشابه نیز تجربه ها بدست اومده
    با این وجود به نظر میرسه در این حادثه میباست به دو مقوله ی دیگه توجه کرد:
    قبل از برنامه
    بعد از برنامه
    خب گزینه ی بعد از برنامه هم در این بحث جایگاهی نداره
    اما اقدامات قبل از برنامه:
    اینجاست که باید این سوال رو مظرح کرد که چه اقداماتی صورت گرفته و این اقدامات چگونه پیگیری شدن؟
    بعنوان مثال تعدادی از اقدامات میتونن اینا باشن:
    -انتخاب سرپرست مناسب برنامه
    -انتخاب مسئول فنی مناسب برنامه
    -انتخاب نفرات مناسب برنامه
    -همراه داشتن تجهیزات فنی و انفرادی متناسب برنامه
    -بررسی شرایط آب و هوایی زمان اجرای برنامه
    -داشتن برنامه مشخص زمانبندی برای اجرای برنامه
    و …
    فرض کنیم گزینه ی اول و دوم بخوبی انتخاب شده باشن اما گزینه های بعدی چطور؟
    مثلا در مورد گزینه ی سوم یعنی نفرات مناسب برنامه آیا در چنین زمانی که کول جنو قرار بود اجرا بشه رفتن هر فردی مناسب این برنامه بوده یا میتونسته باشه؟
    شما میدونید که هر کسی که به قله ای رسیده لزوما معنیش این نیست که توانایی صعود رو داشته چراکه گاهی در کوه افراد رو به قله میبرن گاهی افراد توانایی رسیدن به قله دارند و البته که دریک تیم لزوما همه در یک سطح نیستند و طبیعیه که عده ای باید به عده ی دیگه کمک کنن و این از قوانین نانوشته ی کوهنوردیه اما آیا اینکه همه در یک سطح نیستند معنیش اینه برای هر برنامه ای امکان پذیره؟و مسئله اینجاست که نفرات این تیم جز کدوم دسته اند؟
    تجهیزات فنی و انفرادی لازم برای برنامه هم بماند
    در مورد شرایط آب و هوایی چطور؟ کاری به گذشته های دور ندارم اما در شرایط فعلی اگه با این نوع هواشناسی مواجه بشین که :
    دمای هوای:
    ابتدای صبح حدود صفر و در عصر به بیش از -۱۵ خواهد رسید و این دمای هوای بدون باد محسوب میشه و با باد به نسبت افزایش خواهد یافت
    وضعیت ابر و بارش :
    در صبح نیمه ابری و تا ظهر به بعد با افزایش مقدار ابر و بارش های پراکنده برف که از ساعت ۲بع بعد ۳-۵ سانتی متر مقدار برف خواهد بود
    سرعت باد:
    در صبح حدود ۱۰کیلومتر و از ظهر ساعت ۱۱ به بعد با شدت باد مواجه خواهید شد بطوریکه تا ساعت ۲ظهر به بیش از ۳۰کیلوتر و تا عصر به بیش از ۵۰ کیلومتر خواهد رسید
    وضعیت رعد و برق:
    از ساعت ۴عصر به بعد تندر را احساس خواهید کرد
    وضعیت دید:
    در صبح مناسب و از ظهر به بعد بسیار کم خواهد شد
    آیا شما برنامه رو اجرا خواهید کرد؟اونم یک تیم ۱۵نفره رو
    فرض کنیم سرپرست شما به شما بگن مسئله ای نیست آیا باز هم شما اجازه میدین چنین برنامه ای در این هوا اجرا بشه؟

    جناب حمیدی قبل از اجرای برنامه اگر این موارد بدرستی بررسی میشدند و تصمیمی لازم گرفته میشد ایا امروز شاهد این حادثه میبودیم؟ و این تصمیمات رو چه کسی یا افرادی باید میگرفتند؟ تصمیم نهایی با کی بود؟
    ………….
    پاسخ :
    جناب سیف با سلام و احوالپرسی
    بسیار ممنونم نظرات دقیق تان را در این صفحه به اشتراک گذاشتید.
    قطعاً یک داوری منصفانه و کارشناسی شده در این خصوص منوط به حضور اساتید فن و اعضای باقی مانده تیم مزبور خواهد بود و من در این نوشته قصد داوری نداشته و فقط عقاید خود را بیان نمودم و درصورت تشکیل جلسه ای رسمی در مورد تجزیه و تحلیل این حادثه ، دیدگاه های فنی خود را اعلام خواهم کرد.
    شاد و پیروز باشید.

  2. فرهاد رضاپور می گوید:

    سلام براستادحمیدی عزیز.باز هم مثل همیشه عالی ومختصروکامل توضیح دادید.وقتی خبرزیر بهمن ماندن عزیزان خراسانی راشنیدم بسیار ناراحت شدم و به اطرافیان گفتم که آنها حتماکوهنوردان زبده وکارآمدی بودندولی متاسفانه باوجوداین تجربه وهمچنین دو پلنگ برفی در بینشان خشم طبیعت جان عزیزشان راگرفت.از ته قلبم از خدا میخوام دیگر هیچ وقت شنونده اینگونه خبر ها نباشیم.آرزوی صعود تمام قلل ایران وسلامتی برای تک تک اعضای گروهتان وتمامی کوهنوردان رااز یگانه بی همتا دارم.یاعلی مدد.

  3. کوه می گوید:

    درود بر قلم
    مقاله ای با نگاهی زیبا ، منصفانه، دردمندانه و انسان دوستانه بود.

  4. نجاریان می گوید:

    عزیزم ذبیح مهربان
    یاد قصه های خیالی افتادم. و قضا و قدر. بدشناسی. ندادن صدقه. عزیزم قبل و حین اجرا سرشار از خطاهای جبران ناپذیر بود. و دست کم گرفتن قله ی وحشی با طوفان های مهیب.
    ناهمسانی نفرات. نقض ابزار. اعتماد کورکورانه. غرور بی جا

    ……….
    پاسخ:

    حسن نجاریان گرامی
    به قول حافظ:
    در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی برحسب فهم گمانی دارد
    شاد و مانا باشی

    ذبیح اله حمیدی

  5. رضا شیشه چی می گوید:

    جناب حمیدی سلام
    همچنانکه نویسنده محترم مقاله «خشم طبیعت…) خود اشاره دارند . اگر در جایی از جهان مردمی ندانند ویانخواهند ویا نتوانند درست از طبیعت استفاده کنند مثلا درختان وپوشش گیاهی منطقه ای را قطع کنند ویا اگر ساختمانهای خود را با اصول علمی ومقام نسازند ویا در مسیر آتشفان ویلا بسازنند ویا نا گزیر زندگی کنند واگر دانش وتکنولوژی پیش بینی وسرعت طوفانی که قرار چندین روز دیگر به محل زندگیشان برسد(مثل سواحل فلوریدا که هشدار میدهند تا مردم منطقه را ترک کنند ویا اگر کوه نوردی نخواهد به هشدار های گونا گون توجهی بکند وعده ای دیگر را با خود ببرد طبیعت ممکن است به نا آگاهی وبی تدبیری او خشمش بگیرد.در ضمن روی دیواره ها وشیب های خیلی زیاد برفی نمی ماند ودرنیمه های شب زمستان هوا گرم نمیشود که بربزد مانا وپایدار باشید.

دیدگاه خود را بیان کنید