اشعار و تک نوشته ها (شماره ۹)

ارسال شده توسط در ۱۸ مهر ۱۳۹۸ بدون دیدگاه | دسته بندی شده در اشعار و تک نوشته ها

 

نگاهش
چون تیری ست بر دل ریشم

حسن رویش
چون زکاتی ست بر دل مسکینم

فضای سینه ام
آکنده از یاد اوست

دولت عشقم، جوان است
و خود پیر دیرم

مبدا جز حساب عاشقی
حساب دیگری بر من ببندند

در این وانفسای
که کس ، کس را نمیپرسد
دلم هر روز منت او را پذیرد

من آن مرغم که هر صبح و شام
ز بامم آید آن ندای نفیرم که گوید

سینه ام اسرار گنجی ست پنهان
گر چه اینسان بینند حقیرش

با برداشتی آزاد از غزل ۳۳۲ حافظ
ذبیح اله حمیدی
شهریور ۱۳۹۷

دیدگاه خود را بیان کنید